« پس در آن شهر ؛ ترسان و نگران و انديشناك ( از آشكار شدن خبر و دستگيرى و قتل او ) مىگشت كه ناگاه همان كه ديروز از او يارى خواسته بود باز هم از او فرياد خواست ، موسى به او گفت : همانا تو آشكارا گمراهى ( كه هر روز با يك نفر نزاع مىكنى ) » ، ديروز با مردى نزاع كردى و امروز هم ! ادبت مىكنم ، و قصد آن داشت كه او را بزند « و چون خواست تا به آن كه دشمن هر دوشان بود دست دراز كند ، فرياد خواه گفت : اى موسى ، آيا مىخواهى مرا بكشى چنان كه ديروز يكى را كشتى ؟ تو جز اين نمىخواهى كه در زمين ستمگر باشى و نمىخواهى از شايستهكاران باشى »
مأمون گفت : خدا از طرف انبياى خود جزاى خيرت دهد اى ابوالحسن ! بفرماييد معناى اين گفتهء موسى به فرعون : « آن كار را آنگاه كردم كه از ناآگاهان بودم ) چيست ؟
امام رضا عليه السلام فرمود : فرعون وقتى موسى نزدش آمد به دو گفت : « و آن كردهء خويش كه كردى ، كردى و تو از ناسپاسانى » ، موسى پاسخ داد : « آن كار را آنگاه كردم كه از ناآگاهان بودم » يعنى راه را گم كردم و اشتباهى به شهرى از شهرهاى تو در آمدم ، « پس چون از شما ترسيدم گريختم ، و پروردگارم مرا حكمى ( حكمت يا حكم نبوّت ) داد و مرا از پيامبران كرد » ، و حال آنكه خداوند به نبىّ خود محمّد صلى الله عليه و آله فرموده : « آيا تو را يتيم نيافت پس جاى و پناه داد ؟ » ، مىفرمايد :
آيا تو را تنها نيافت و مردم را به سوى تو سوق داد ؟ ، « و راه گم كردهات يافت » يعنى : نزد قوم خود گم شده و ناشناخته بودى ، « پس راه نمود » ، يعنى مردم را به شناخت تو راهنمايى فرمود ، « و نيازمندت يافت پس بىنياز و توانگر ساخت » ، يعنى : با پذيرش درخواست و دعايت تو را بىنياز ساخت .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٥٧