عرض كردم : هر كسى با همين سخن شما قانع شود لعنت خدا بر او باد .
حضرتش خنديد ، آن گاه فرمود : اى ابا عماره ! به تو مىگويم ، وقتى من از منزل خارج شدم در ظاهر به تمام فرزندانم وصيّت كردم و آنها را با فرزندم على شريك قرار دادم ، ولى على فرزندم را در باطن وصى قرار دادم .
همانا من پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه اميرمؤمنان على عليه السلام نيز با ايشان بود ، كه همراه آن حضرت انگشتر ، شمشير ، عصا ، كتاب و عمامهاى بود .
عرض كردم : اينها چيستند ؟
فرمود : عمامه ، اقتدار خداست ،
شمشير ، عزت خداست ،
كتاب ، نور خداست ،
عصا نيروى خداست .
اما انگشتر جامع تمام اينهاست .
آن گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : امامت پس از تو به فرزندت على تعلّق دارد .
سپس فرمود : اى يزيد ! آنچه براى تو توضيح دادم به امانت به تو سپردم ، مبادا جز به مؤمن عاقل و يا بندهاى كه خداوند قلبش را به ايمان آزموده و يا مرد راستگو و درست كردار اطلاع دهى ، مبادا نعمت خدا را كفران كنى ، اگر تو را به شهادت خواستند ، امتناع مكن . خداوند متعال مىفرمايد : « خداوند به شما دستور مىدهد كه امانتها را به اهلش بسپاريد » .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٧