به اذن خدا كار ساحران فرعون باطل گشت من نيز كار شما ساحران را باطل نمودم و به اذن خدا آن را به سوى خودتان برگرداندم ؛ همان خدايى كه اين گونه نازل كرد : و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آن ها را به « خود فراموشى » گرفتار كرد . و به همان كسى كه فرمود : ( حتّى ) اگر ما نامهاى روى صفحهاى بر تو نازل كنيم ، و آن را با دست هاى خود لمس كنند ، باز كافران مىگويند : « اين ، چيزى جز يك سحر آشكار نيست » و گفتند : « چرا فرشتهاى بر او نازل نشده ( تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى كند ؟ ! ) » ولى اگر فرشتهاى بفرستيم ، كار تمام مىشود ؛ ديگر به آن ها مهلت داده نخواهد شد . و اگر او را فرشتهاى قرار مىداديم ، به طور حتم وى را به صورت انسانى درمىآورديم ؛ ( باز به پندار آنان ، ) كار را بر آنها مشتبه مىساختيم ؛ همانطور كه آن ها كار را بر ديگران مشتبه مىسازند .
و به اذن خدايى كه اين گونه نازل كرد : سرانجام هر دو از آن خوردند ، ( و لباس بهشتيشان فرو ريخت ، ) و عورتشان آشكار گشت .
پس شما در حال تحير و سرگردانى هستيد و به چيزى كه در آن هستيد توجه نداريد و هرگز به چيزى از آن باز نمىگرديد . چرا كه به واقع ب حمد و سپاس خدا كارتان باطل گشت و تلاش شما به نوميدى گراييد و كيد شما با همدستانى از شيطانها سست گشت ؛ زيرا كه نقشه شيطان ، ضعيف است .
من به اذن خدا بر شما پيروز شدم و انبوه سپاهتان را به وسيله لشكر خدا شكستدادم و با سلطه خدا نيروى شما را درهم شكستم و واجبات خدا را بر شما مسلط كردم . ديدگان شما كور گشت . نيروى شما ناتوان و ضعيف شد و اسباب شما قطع گرديد و شيطان از شما بيزارى جست به اذن حدايى اين گونه نازل فرمود : كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت : « كافر شو ( تا مشكلات تو را حل كنم ) ! » امّا هنگامى كه كافر شد گفت : « من از تو بيزارم ، من از خداوندى كه پروردگار جهانيان است بيم دارم و سرانجام كارشان اين شد كه هر دو در آتش دوزخ خواهند بود ، جاودانه در آن مىمانند ؛ و اين است كيفر ستمكاران . و نازل كرد : در آن هنگام ، رهبران ( گمراه و گمراهكننده ) از پيروانِ خود ، بيزارى مىجويند ؛ و كيفر خدا را مشاهده مىكنند ؛ و دستشان از همه جا كوتاه مىشود .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤١٥