فرمود : اينها به ارث به ما رسيده است ؛ مثل خود آنها مىخوانيم و چون خودشان مىگوييم . خداوند حجّتى در روى زمين قرار نمىدهد كه از او چيزى بپرسند ، بگويد : نمىدانم .
بريهه ملازم خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بود تا اين كه از دنيا رفت .
مگر شما زبان پرندگان را مىدانيد ؟
87 . على بن ابىحمزه گفت : يكى از ارادتمندان حضرت اباالحسن عليه السلام خدمت آن بزرگوار رسيد و عرض كرد : قربانت گردم ، دوست دارم امروز صبحانه در خدمت شما باشم .
حضرتش برخاست و با او رفت و وارد خانه شد و روى تختى نشست ، زير تخت يك جفت كبوتر بودند . كبوتر نر به كبوتر ماده اظهار علاقه كرد ، در اين موقع صاحب خانه رفت تا غذا بياورد . وقتى برگشت ديد لبخند بر لبان آن حضرت نقش بسته است . عرض كرد : خداوند هميشه خندانت نمايد ، براى چه مىخنديد ؟
فرمود : اين كبوتر به ماده خود اظهار علاقه مىكرد و مىگفت : اى آرامش من ! و همسرم ! به خدا سوگند ، در روى زمين كسى را از تو بيشتر دوست نمىدارم ، مگر همين شخصى كه روى تخت نشسته است .
عرض كردم : قربانت گردم ، مگر شما زبان پرندگان را مىدانيد ؟
فرمود : آرى ، زبان پرندگان به ما تعليم داده شده و از هر چيز به ما عطا شده است .