تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

شما غريب هستيد ؟

78 . در روايتى آمده است : روزى حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام به طور ناشناس كه از حكومت وقت گريزان بود ، وارد يكى از روستاهاى شام شد . در آن جا كنار درِ غارى رسيد كه در آن راهبى بود . راهب هر سال يك روز به پيروان خود موعظه مىكرد . همين كه چشم راهب به آن حضرت افتاد ، هيبتى از حضرتش بر دل او وارد شد و گفت : شما غريب هستيد ؟ فرمود : آرى . گفت : از ملت ما هستيد يا از غير ما ؟ فرمود : از شما نيستم . پرسيد : تو از امت مرحومه ( امت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله ) هستى ؟ فرمود : آرى . گفت : از دانشمندان آن‌ها هستى يا از نادانان آن‌ها ؟ فرمود : از نادانان آن‌ها نيستم ؟ گفت : چطور مىشود كه ( در بهشت ) ريشهء درخت طوبى در خانه عيسى است - و به عقيده شما در خانه حضرت محمّد است - و شاخه‌هاى آن در تمام خانه‌هاست ؟ فرمود : مانند خورشيد است كه نورش همه جا وجود دارد و تمام مكان‌ها را فرا مىگيرد با اين كه خودش در آسمان است . گفت : چطور مىشود كه هر چه ميوه‌ها و غذاهاى بهشتى را بخورند نه تمام مىشود و نه كم مىگردد ؟