تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
هنگامى كه مخارق نوازنده اين منظره را ديد ، خيلى ناراحت شد و از جاى برخاست و به هارون گفت : اى امير المؤمنين ! اكنون كه من وارد مدينه شده‌ام بيشتر اهالى مدينه از من درخواست كمك دارند ، اگر خارج شوم و به آن‌ها چيزى ندهم نخواهند فهميد كه امير المؤمنين چقدر به من عنايت دارد و جايگاه من نزد شما چگونه است . هارون دستور داد به او ده هزار دينار بدهند . گفت : اين را بين مردم مدينه تقسيم مىكنم ، من بدهى دارم كه بايد بپردازم . هارون ده هزار دينار نيز براى بدهىهاى او پرداخت . گفت : اى امير المؤمنين ! مىخواهم دخترانم را عروس كنم براى آن‌ها بايد جهيزيه تهيه نمايم . هارون دستور داد كه ده هزار دينار ديگر به او بدهند . گفت : اى امير المؤمنين ! ناگزير بايد وسيله نان و خورشى داشته باشم كه خود و خانواده و دختران و همسرانشان از آن راه تغذيه نمايند . هارون دستور داد آن قدر باغ و مزرعه به او بدهند كه محصول آن در سال برابر ده هزار دينار مىشد و دستور داد در تحويل اين مزرعه شتاب كنند و در همان ساعت اقدام كنند . مخارق فورى برخاست و خدمت موسى بن جعفر عليهما السلام شرف ياب شد و عرض كرد : من فهميدم اين ملعون با شما چگونه رفتار كرد و چقدر براى شما فرستاد . من به خاطر شما حيله‌اى به كار بردم و سى هزار دينار و مزرعه‌اى را كه محصول آن معادل ده هزار دينار مىشود از هارون گرفتم . به خدا سوگند ، من به هيچ كدام از آن‌ها نيازى ندارم ، فقط براى شما گرفتم ، من سند آن‌ها را براى شما امضا مىكنم و پول‌ها را برايتان آورده‌ام .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 183 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى