تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
آن گاه پرسيد : اى اباالحسن ! چقدر عائله و فرزند دارى ؟ فرمود : بيش از پانصد نفرند . گفت : همه اين‌ها فرزندان شما هستند ؟ فرمود : نه ، بيشتر آن‌ها غلام و كنيزند ، اما فرزند ، سى و چند فرزند دارم كه چند پسر و چند دخترند . گفت : چرا دخترها را به ازدواج پسر عموها و هم‌شأنشان در نمىآورى ؟ فرمود : تهيدستى مانع اين كار است . گفت : باغستان در چه حال است ؟ فرمود : گاهى محصول مىدهد و گاهى نمىدهد . گفت : بدهى نيز دارى ؟ فرمود : آرى . پرسيد : چقدر ؟ گفت : در حدود ده هزار دينار . هارون گفت : پسر عمو ! من آنقدر پول در اختيارت مىگذارم كه پسرها و دخترها را به ازدواج در آورى و باغستان‌ها را آباد كنى . فرمود : پسر عمو ! شرط خويشاوندى را به جاى آورده‌اى ؟ خداوند به تو بر اين نيت پسنديده پاداش عنايت كند ، ما با هم خويشاوندى نزديك داريم ، قرابت به هم پيوسته است و از يك نژاد هستيم ، عباس عموى پيامبر و برادر پدرى و عموى على بن ابىطالب عليهما السلام و برادر پدرى اوست ، با اين نژاد و اصالت خانوادگى كه دارى و نعمتى كه خدا در اختيارت گذاشته ، انجام چنين كارى از شما دور نيست ؟