به راستى كه علما اتفاق نظر دارند كه جبرئيل در جنگ احد گفت : اى محمّد ! اين برابرى واقعى از على است .
فرمود : چون او از من و من از او هستم .
جبرئيل گفت : من نيز از شما دو نفر هستم اى رسول خدا !
سپس جبرئيل گفت : شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست .
اين سخن شبيه مدح و ستايشى شد كه خداوند در باره ابراهيم خليل عليه السلام مىنمايد آن جا كه مىفرمايد : « جوانى كه او را ابراهيم مىگويند » .
ما پسر عموهاى شما به سخن جبرئيل كه او از ماست ، افتخار مىكنيم .
گفت : آفرين اى موسى ! درخواستهاى خود را بگو .
گفتم : نخستين درخواستم اين است كه به پسر عمويت اجازه دهى به حرم جدّش پيش خانواده خود برگردد .
گفت : در اين مورد تصميم خواهيم گرفت . ان شاء اللَّه .
در روايتى آمده است : هارون ، امام كاظم عليه السلام به زندان سندى بن شاهك تحويل داد و در آن جا از به شهادت رسيد و خدا داناتر است .
63 . نظير اين روايت به طور مرسل در كتاب ارزشمند « الاحتجاج » نيز آمده است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٥١