تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
حضرت فرمود : « تو بخير و نيكى هستى ولى اينها اهل و ثقل من هستند » . بنابراين ؛ چون پيغمبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - وفات يافت براى پيشوائى مردم ، على - عليه السّلام - از همهء مردم سزاوارتر بود ، به جهت آنكه رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - آنچه از طرف خدا بود نسبت به او بود به مردم رسانده بود و دست او را گرفته و در ميان مردم به پا داشته بود . و چون على - عليه السّلام - در گذشت نمىتوانست و اقدام هم نمىكرد كه محمد بن على و نه عباس بن على و نه هيچ يك از پسران ديگرش را ( غير از حسنين - عليهماالسّلام - ) در اهل پيغمبر داخل كند ، زيرا در آن صورت حسن و حسين - عليهم السّلام - مىگفتند : خداى تبارك و تعالى آيه اهل بيت را در بارهء ما نازل فرمود چنان كه در بارهء تو نازل كرد ، و مردم را به اطاعت ما امر كرد چنان كه به اطاعت تو امر فرمود ، و رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - نسبت به ما تبليغ كرد ، چنان كه نسبت به تو تبليغ فرمود ، و خدا ناپاكى را از ما برد چنان كه از تو برد . و چون على - عليه السّلام - درگذشت حسن - عليه السّلام - به امامت سزاوارتر بود ، براى بزرگساليش ، و چون وفات نمود نمىتوانست و اقدام هم نمىكرد كه فرزندان خودش را در امر امامت داخل كند ، و در ميان آنها قرار دهد ، در صورتى كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد : « خويشاوندان در كتاب به يكديگر سزاوارترند » زيرا در آنصورت حسين - عليه السّلام - مىگفت : خدا مردم را به اطاعت من امر نموده چنان كه به اطاعت تو و اطاعت پدرت امر فرموده ، و رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - در بارهء من هم تبليغ كرده ، چنان كه در بارهء تو و پدرت تبليغ فرموده ، و خدا ناپاكى را از من برد چنان كه از تو و پدرت برده است . پس چون امامت به حسين - عليه السّلام - رسيد ، هيچ يك از اهل بيت او نمىتوانست بر او ادّعا كند ، چنان كه او بر برادر و و پدرش ادعا مىكرد ، اگر آن دو مىخواستند امر امامت را از او به ديگرى بگردانند ، ولى آنها چنين كارى نمىكردند .