حضرت فرمود : زيرا حضرت ابراهيم - عليه السّلام - گفت : « پس از آنها بپرسيد اگر سخن مىگويند » ؟ يعنى اگر اين بتان سخن مىگويند بزرگترين آنها اين كار را كرده است ، و اگر سخن نگويند بزرگترين آنها انجام نداده است . و آنها سخن نگفتند ، و ابراهيم - عليه السّلام - نيز دروغ نگفت .
گفتم : فرمايش خداوند كه از يوسف - عليه السّلام - حكايت مىكند مىفرمايد : « اى اهل قافله ، شما دزد هستيد » ؟
حضرت فرمودند : آنها يوسف - عليه السّلام - را از پدرش دزديدند ، مگر نمىبينى هنگامى كه سؤال كردند : « چه چيز گم كردهايد ؟ گفتند : پيمانهء پادشاه را گم كردهايم » و گفته نشد : شما پيمانهء پادشاه را دزديديد ، و مقصود از اينكه شما دزديد يعنى : يوسف را از پدر دزديديد .
گفتم : مقصود از قول ابراهيم - عليه السّلام - كه گفت : « من بيمارم » چيست ؟
حضرت فرمود : ابراهيم - عليه السّلام - بيمار نبود و دروغ نيز نگفت ، بلكه مرادش اين بود كه در دينش ( كه گمان مىكردند او بر آن است و همان دين مردم باطل آن قوم بود ) بيمار است ( يعنى گرفتار ترديد است ) .
2 - عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قالَ : قُلْتُ لْأَبي عَبْدِاللَّهِ - عليه السّلام - : إِنَّا قَدْ رَوَيْنا عَنْ أبي جَعْفَرٍ - عليه السّلام - في قَوْلِ يُوسُفَ - عليه السّلام - :
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
« 1 » .
فَقالَ : وَاللَّهِ ؛ ما سَرَقُوا وَما كَذِبَ .
وَقالَ إِبْراهيمُ - عليه السّلام - :
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
« 2 » .
فَقالَ : وَاللَّهِ ؛ ما فَعَلُوا وَما كَذِبَ .
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف آيهء 70 .
( 2 ) - سورهء أنبياء آيهء 63 .