دوستى قلبى او است .
و مواسات مالى او .
و اينكه به جاى او از خانوادهاش سرپرستى كند .
و عليه ستمگرش از او يارى كند .
و چون در ميان مسلمين نصيبى داشته و غائب باشد ، نصيب او را برايش دريافت كند .
و چون بميرد قبرش را زيارت كند .
و به او ستم نكند .
و به او غش و تقلّب نكند .
و خيانت نورزد .
و رسوايش نكند .
و تكذيبش ننمايد .
و به او افّ نگويد .
و اگر بر او افّ بگويد ، پس بين آن دو ولايت و دوستى نمىماند .
و اگر يكى از آن دو به همديگر بگويد : تو دشمن منى ، يكى از آن دو كافر شوند .
و چون متّهمش سازد ايمان در دلش آب شود همچون نمك كه در آب حل مىشود .
4 - عَنِ الْمُفَضَّلِ قالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ - عليه السّلام - ما أدْنى حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلى أَخيهِ ؟
قالَ : أَنْ لا يَسْتَأْثِرَ عَلَيْهِ بِما هُوَ أَحَوَجُ إِلَيْهِ مِنْهُ . « 1 »
4 - مفضّل گويد : از امام صادق - عليه السلام - سؤال شده : كمترين حق مؤمن
هامش
( 1 ) - الخصال : ج 1 ص 7 و 8 ، بحار الأنوار : ج 71 ص 391 ح 4 .