دانهء آبله مىزد و كشته مىشد ، و پيش از آن روز در آن سرزمين نه اثرى از بيمارى آبله ديده شده بود ، و نه آن پرندگان بعد از آن ديده شدند .
حضرت فرمود : كسانى كه در آن روز از آن مهلكه ، نجات پيدا كردند فرار نموده ، آمدند تا به حضر موت - كه درّهاى در نزديكى يمن است - رسيدند ، در آنجا خداوند سيلى بر آنها فرستاد و همهء آنها را غرق نمود .
و حضرت فرمود : و اين در حالى بود كه پيش از آن روز ، از پانزده سال قبل هيچگاه در آن درّه آبى ديده نشده بود .
فرمود : و به همين جهت وقتى آنها در آنجا مردند اين مكان « حضر موت » ( يعنى مرگ در رسيد ) ناميده شد .
182 / 182 - عن أبي جعفر عليه السلام : أتى رجل فشكى إليه أخرجتنا الجنّ من منازلنا - يعني عمّار منازلهم - .
فقال : اجعلوا سقوف بيوتكم سبعة أذرع ، واجعلوا الحمام في أكناف الدار .
قال الرجل : ففعلنا فما رأينا شيئاً نكرهه « 1 » .
شخصى خدمت امام باقر عليه السلام شرفياب شد و به حضرتش شكايت كرد كه : جن ما را از خانههاى آبادمان بيرون كرد ( چه كنيم ؟ ) .
حضرت فرمود : ارتفاع سقف خانههايتان را هفت ذراع قرار دهيد ، و در اطراف خانه خود كبوتر نگهدارى كنيد .
آن شخص گويد : ما دستور حضرت را انجام داديم و پس از آن چيزى كه آزارمان دهد نديديم .
183 / 183 - عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام في أجوبته عن مسائل طاووس اليماني قال :
فلم سمّي الجنّ جنّاً ؟
قال : لانّهم استجنّوا فلم يروا « 2 » .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 63 ص 74 ح 26 ، عن المكارم : ج 1 ص 146 .
( 2 ) - بحار الأنوار : ج 63 ص 95 ح 55 ، عن التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام : ص 194 .