ما ساكن هستيم ، ساكن مىشود .
جابر گويد : سپس حضرت رو به من كرد و فرمود : چشم خود را ببند ، من چشمم را بستم ، حضرت دست مرا گرفت ناگاه ديدم در همان اتاقى كه بيرون رفته بوديم هستيم ، حضرت لباسهاى خود را درآورد و لباس اوّلى را پوشيد و بر آن اتاقى كه بوديم برگشتيم ، عرض كردم : فدايت گردم ؛ چقدر از روز گذشته است ؟
حضرت فرمود : سه ساعت .
علّامه مجلسى رحمه الله : در بيان اين حديث شريف مىفرمايد :
« اين كه حضرت ابراهيم آنها را نديده بود » يعنى همهء آن عوالم را نديده بود ، يا اين كه در موقعى كه بر قوم خود احتجاج مىكرد نديده بود ، و پس از آن ديده بود ، و گويا در قرائت ائمه عليهم السلام « الأرض » با نصب بوده است .
34 / 34 - عن الثمالي ، قال : قلت لأبي جعفر عليه السلام : ما أدنى النصب ؟
فقال : أن يبتدع الرجل شيئاً فيحبّ عليه ويبغض عليه « 1 » .
ثمالى گويد : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : كمترين درجات نصب و دشمنى كدام است ؟
حضرت فرمود : اين كه شخصى چيزى ( عقيدهاى ) نوظهور آورد ، و بعد بر اساس آن ، دوستى و يا دشمنى كند .
35 / 35 - عن ابن عيسى ، عن محمّد البرقي ، عن محمّد بن يحيى الصيرفي ، عن صبّاح الحذّاء ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : سأله زرارة - وأنا حاضر - فقال : أفرأيت ما افترض اللَّه علينا في كتابه و ما نهانا عنه ، جعلنا مستطيعين لما افترض علينا ، مستطيعين لترك ما نهانا عنه ؟
فقال عليه السلام : نعم « 2 » .
صباح حذّاء گويد : من در محضر امام باقر عليه السلام حضور داشتم ، زراره از حضرت پرسيد : آيا به نظر شما خداوند در كتابش چيزهايى را كه بر ما لازم كرده و از
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 2 ص 304 ح 44 ، عن ثواب الأعمال .
( 2 ) - بحار الأنوار : ج 5 ص 34 ح 43 ، عن التوحيد .