يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها
« 1 » إلى آخر الآية .
قال : يعني مودّتنا ونصرتنا .
قلت : أيّما قدر اللَّه منه باللسان واليدين والقلب .
قال : يا خيثمة ! نصرتنا باللسان كنصرتنا بالسيف ، ونصرتنا باليدين أفضل .
يا خيثمة ! إنّ القرآن نزلت أثلاثاً ، فثلث فينا ، وثلث في عدوّنا ، وثلث فرائض وأحكام ، ولو أنّ آية نزلت في قوم ثمّ ماتوا اولئك ماتت الآية إذاً ما بقي من القرآن شيء ، إنّ القرآن يجري من أوّله إلى آخره ما قامت السماوات والأرض ، فلكلّ قوم آية يتلونها .
يا خيثمة ! إنّ الإسلام بدأ غريباً وسيعود غريباً ، فطوبى للغرباء . . « 2 »
خيثمه گويد : از امام باقر عليه السلام در مورد آيه شريفه كه مىفرمايد : « روزى كه برخى از آيات پروردگارت بيايد ايمان سودى ندارد » . . . تا آخر آيه ، پرسيدم .
فرمود : مقصود دوستى و يارى ما خانواده است .
عرض كردم : كدام ( نزد خدا ) ارزش بيشترى دارد ؟ يارى با زبان يا دستان يا قلب ؟
حضرت فرمود : اى خيثمه ! يارى ما با زبان مانند يارى با شمشير است ، و يارى ما با دستان بهتر است .
اى خيثمه ! همانا قرآن سه قسمت نازل شده : يك سوّم آن در مورد ما خانواده است ، و يك سوّم آن در مورد دشمنان ما است ، و يك سوّم آن واجبات و احكام است ، اگر آيهاى در مورد گروهى نازل مىشد سپس آنها مىمردند آيه نيز از بين مىرفت در اين صورت چيزى از قرآن باقى نمىماند ، همانا قرآن از اوّل تا آخرش مادامى كه آسمانها و زمين پايدار است جريان دارد ، پس براى هر گروهى آيهاى است كه آن را مىخوانند .
اى خيثمه ! همانا اسلام به صورت غريب شروع شده و به زودى در آينده نيز غريب خواهد شد ، پس خوشا به حال غريبان . . .
هامش
( 1 ) - الأنعام : 158 .
( 2 ) - بحار الأنوار : ج 24 ص 328 ح 46 ، عن تفسير فرات .