مردانى كه نه تجارت و نه خريد و فروش آنها را از ياد خدا ، و اقامهء نماز و پرداختن زكات غافل نكرده و بازنمىدارد » تو در همچو جايى نشستهاى ، و آن ( خانهها از آنِ ما ، و آن مردان ) ما هستيم .
قتاده گفت : راست گفتى ، سوگند به خدا ؛ خداى مرا قربان شما گرداند ، سوگند به خدا ؛ كه آن خانهها ؛ خانههاى سنگ و گِلى نيست .
قتاده ( در برابر امام عليه السلام خود را گم كرد و از روى ناتوانى ) گفت : مرا خبر ده از پنير ( آيا خوردن پنير جايز است ؟ )
امام باقر عليه السلام لبخندى زد و فرمود : از پرسشهاى خود برگشتى به اين سؤال ؟
گفت : آنها را فراموش كردم .
حضرت فرمود : ( خوردن پنير ) اشكالى ندارد .
قتاده گفت : گاهى اوقات داخل پنير شكنبهء مرده قرار مىدهند ( آيا باز هم مىشود از آن خورد ؟ ) .
حضرت فرمود : اشكالى ندارد ، شكنبه نه رگ دارد و نه خون و نه استخوان ، آن از ميان سرگين و خون خارج مىشود .
آنگاه فرمود : شكنبه به منزلهء مرغ مردهاى است كه از آن ، تخم مرغ بيرون مىآيد ، آيا چنين تخم مرغ را مىخورى ؟
قتاده گفت : نه ، ( نه خود مىخورم ) و نه كسى را به خوردن آن امر مىنمايم .
امام باقر عليه السلام فرمود : چرا ؟
گفت : چون آن از مردار است .
حضرت فرمود : اگر كسى از آن تخم مراقبت كند تا از آن جوجهاى به عمل آمده و مرغ شود آيا مىخورى ؟
گفت : آرى .
حضرت فرمود : چه كسى تخم مرغ را براى تو حرام و مرغ را حلال كرده است ؟
آنگاه فرمود : و همچنين است شكنبه ، مانند تخم مرغ است ، پنير را از بازار مسلمانان از دست نماز گزاران بخر ، و از آن مپرس مگر كسى كه خبر آن را به تو بدهد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٩٦