وجوراً ) ويشفي صدور شيعتنا .
قلت : فمتى يخرج يابن رسول اللَّه ؟
قال : لقد سُئِل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم عن ذلك ، فقال : إنّما مَثَله كمَثَل الساعة لا تأتيكم إلّا بغتة « 1 » .
كميت گويد : محضر با سعادت امام باقر عليه السلام شرفياب شدم ، عرض كردم : فرزند رسول خدا ! من ابياتى چند دربارهء شما گفتهام اجازه مىفرماييد بخوانم ؟
حضرت فرمود : الآن ايّام بيض است « 2 » .
عرض كردم : آن اشعار را مخصوص در حق شما خانواده گفتهام .
حضرت فرمود : بخوان ، شروع به خواندن اشعار كرده و گفتم :
روزگار مرا خندانيد و به گريه درآورد ، راستى كه روزگار داراى دگرگونى و رنگهاى گوناگون است .
گريهء من براى نه نفرى است كه در طف ( كربلا ) كشته شده ، و همگى در گرو كفن شده و به شهادت رسيدند .
وقتى اين دو بيت را خواندم امام باقر عليه السلام گريست ، و همچنين امام صادق عليه السلام نيز - كه حضور داشت - گريست ، و صداى گريهء كنيزى را نيز از پشت پرده مىشنيدم ، چون به اين بيت رسيدم كه :
گريهء من براى شش نفر از فرزندان عقيل است كه آنان چنان دلاور بودند كه سواران نامى به آنها نمىرسيدند ، آنگاه بر مولاى آنها على عليه السلام كه بهترين انسانها بود مىگريم ، آرى ! ياد آنها غمهاى مرا به هيجان درمىآورد .
( وقتى اين اشعار را خواندم ) حضرت گريست ، سپس فرمود :
هر كه ما را ياد كند يا نزد او يادى از ما بشود و او براى مصايب ما بگريد و به اندازهء پر پشهاى اشك جارى شود ؛ خداى متعال براى او خانهاى در بهشت بنا
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 36 ص 391 ح 2 ، عن كفاية الأثر : 33 .
( 2 ) - ايّام بيض ؛ روزهاى سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم از هر ماه را گويند ، از اين حديث شريف استفاده مىشود كه خواندن شعر در اين ايّام مكروه است ، جز اين كه آن شعر در مورد اهل بيت عليهم السلام باشد .