تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
آن گاه حضرتش اين آيه را تلاوت فرمودند : « اين را به خاطر ستمى كه مىكردند به آن‌ها كيفر داديم » . آن گاه حضرتش فرود آمدند و اين آيه را خواندند : « هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد آن ( شهر ) را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ - گِل‌هاى متحجر - بر آن‌ها بفرستيم * سنگ هاى نشان گذاشته از ناحيه پروردگارت » . حضرتش اين آيه را نيز تلاوت فرمودند : « و سقف از بالا بر سرشان فروريخت ؛ و عذاب الهى از جايى كه نمىدانستند به سراغشان آمد » . در اين هنگام و در زلزله دوم زنان و دختران بدون پوشش از خانه‌ها بيرون ريختند و بچه‌ها نيز گريه مىكردند و ضجّه مىزدند ، ولى كسى به آن ها توجهى نمىكرد . وقتى امام باقر عليه السلام اين صحنه را ديدند با دست مباركشان به ريسمان زدند و آن را در كف دستشان جمع كردند و زلزله آرام گرفت . آن گاه دست مرا در دست مباركشان گرفتند و با هم از مسجد خارج شديم ؛ در حالى كه مردم ما را نمىديدند . گروهى جلوى خانه آهنگر جمع شده و مىگفتند : تا كنون در اين مناره چنين غوغا و فريادى نشنيده بوديم . گروهى مىگفتند : بله غوغاى زيادى بود . و گروهى ديگر مىگفتند : به خدا سوگند صدا و فرياد و ضجّه زيادى بود و قسم به خدا ! تا كنون چنين گفتارى را نشنيده بوديم . جابر مىگويد : حضرت امام باقر عليه السلام به وضع آن‌ها نگاه كردند و فرمودند : اى جابر ! تا وقتى كه طغيان مىكنند ، شرارت مىورزند ، نافرمانى مىكنند و ستم‌گرى مىكنند رفتار ما با آن ها چنين است كه آن ها را بترسانيم و خوف بدهيم تا بترسند ، و گرنه خداوند فرمان به فرورفتنشان به درون زمين خواهد داد .