در اين هنگام حضرت على بن الحسين عليهما السلام به آنچه كه مىخواستند دست به دعا برداشتند ، آن گاه فرمودند : اى سنگ ! از تو مىخواهم به حق آن كسى كه در تو ميثاق پيامبران و ميثاق اوصيا و ميثاق همه مردم را قرار داد به زبان عربى روشن ما را آگاه ساز كه چه كسى وصى و امام بعد از امام حسين بن على عليهما السلام مىباشد ؟
در اين هنگام سنگ تكانى خورد به طورى كه نزديك بود از جايش بيرون بيفتد .
پس خداوند سنگ را به زبان عربى روان به سخن آورد و گفت : خداوندا ! همانا وصايت و امامت بعد از حسين بن على عليهما السلام به على بن حسين بن على بن ابى طالب و پسر فاطمه دختر رسول خدا عليهم السلام مىرسد .
در اين هنگام محمد حنفيّه منصرف شد و ولايت امام على بن الحسين عليهما السلام را پذيرفت .
اى پسر رسول خدا ! ما زير هر سنگى . . . پنهان شويم مىيابند و مىكشند . . . !
70 . جابر جُعفى مىگويد : وقتى كه حكومت به بنىاميه رسيد خونهايى را به ناحق ريختند و بر روى منبرهاى بيش از هزار ماه حضرت على عليه السلام را لعنت مىكردند ، از او بيزارى مىجستند ، شيعيان را هر جايى كه بودند دستگير مىكردند ، به خاطر نعمت اندك دنيا آن ها را از بيخ و بُن برمىكندند . در تمامى سرزمينها مردم را مىترساندند و هر كسى كه حضرت على عليه السلام را لعن نمىكرد و از او بيزارى نمىجست هر جا بود مىگرفتند و به قتل مىرساندند .