تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

اى پسر رسول خدا ! خود را به سختى انداخته‌اى ؟ !

33 . اسباط مىگويد : وارد مسجد كوفه شدم در اين هنگام جوانى را ديدم كه با خداى خود مناجات مىكند و در سجده‌اش مىگويد : چهره‌ام براى خالقم به سجده افتاده و خاك آلود شده و او شايسته سجده است . به سويش رفتم ديدم على بن الحسين عليهما السلام است ، وقتى كه فجر طلوع كرد برخاستم و به ايشان گفتم : اى پسر رسول خدا ! خود را به سختى و مشقت انداختى در حالى كه خداوند شما را برترى داده به آنچه كه بايد برترى بدهد ؟ ايشان گريستند ، سپس فرمودند : عمرو پسر عثمان از اسامه پسر زيد نقل مىكند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : « هر چشمى روز قيامت گريان است مگر چهار چشم : چشمى كه از ترس خدا گريسته باشد ، چشمى كه در راه خدا نابينا شده باشد ، چشمى كه از محارم بسته شده باشد ، و چشمى كه شب‌ها را بيدار و شخص در حال سجده باشد . در اين هنگام خداوند به آن شخص به فرشتگانش مباهات مىكند و مىفرمايد : به بنده‌ام نگاه كنيد ، روحش نزد من است و جسمش در حال اطاعت من است ، بدنش در رختخواب آرام نگرفته و به خاطر ترس از عذاب من و طمع به رحمت من ، مرا مىخواند شما شاهد باشيد كه او را بخشيدم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 101 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى