تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : من فقط يك وصى دارم ؛ در زمان حيات و بعد از مرگم . عرض كردم : او كيست ؟ فرمود : براى من چند ريگ بياور . من چند عدد ريگ براى آن حضرت دادم ، حضرتش آن‌ها را درون دست گرفت و ماليد تا مانند آرد شد ، آن‌ها را خمير كرد و يك ياقوت قرمز شد ، آن گاه با انگشتر خود آن را نقش بست ، اثر نقش در روى آن ريگ ياقوتى براى هر بيننده آشكار بود ، آن را به من داد و فرمود : اى امّ سليم ! هر كس قدرت چنين كارى را داشت او وصى من است . بعد فرمود : وصى من كسى است كه در تمام حالات از ديگران بى نياز است همانطور كه من بى نيازم . در اين موقع ديدم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دست راست خود را به سقف اتاق گذاشت و دست چپ را روى زمين ؛ همين طور كه ايستاده بود بدون اين كه به طرف زمين خم شود و خود را به طرف دو پا بلند كند . امّ سليم گويد : از خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خارج شدم ، سلمان را ديدم كه در كنار على عليه السلام است و دور شمع وجود اوست بى آن كه توجّهى به ديگر خويشاوندان حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و يا اصحاب او بنمايد با سن كمى كه على عليه السلام داشت ، با خود گفتم : اين سلمان است كه پيش از من با كتاب‌ها سر و كار داشته و با اوصيا نشسته است و اطلاعاتى كه او دارد من ندارم ، شايد همين شخص وصى پيامبر باشد . خدمت على عليه السلام رسيدم و گفتم : تو وصى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله هستى ؟ گفت : آرى ، منظورت چيست ؟ گفتم : علامت وصى بودن شما چيست ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 37 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى