اى فرزند رسول خدا ! براى چه با شتاب اعمال حج را انجام دادى ؟
61 - شيخ مفيد رحمه الله مىنويسد : از فرزدق روايت شده كه گويد :
سال شصتم هجرى با مادرم به خانهء خدا مشرّف شدم ، در اثنايى كه شتر مادرم را مىراندم و وارد حرم مىشدم ، امام حسين عليه السلام را ديدم ، ياران و انصار آن حضرت مسلّح به شمشيرها و سپرها بودند و آنها از مكّه خارج مىشدند .
گفتم : اين قطار شتران از آنِ كيست ؟
گفتند : از آنِ حسين بن على عليهما السلام است .
خدمت حضرتش آمد و سلام كردم و گفتم : خداوند حاجت و مرادت را عطا فرمايد و در آنچه دوست دارى اميدوارت سازد ، پدر و مادرم فداى تو باد اى فرزند رسول خدا ! چه چيز باعث عجله و شتاب شما از حجّ شد ؟
فرمود : اگر شتاب نكنم گرفتار مىشوم .
سپس فرمود : تو كيستى ؟
عرض كردم : مردى از عرب هستم .
سوگند به خدا ! بيش از اين از من نپرسيد و تفتيش نكرد .
سپس فرمود : مرا از خيال و حال مردمانى كه پشتسر گذاشتى ، آگاه كن .
عرض كردم : اين مطلب را از اهل خبره پرسيدى ، دلهاى مردم با توست ( يعنى تو را در دل دوست مىدارند ) و شمشير آنان بر ضرر تو كشيده شده است و قضاى الهى از آسمان نازل مىشود و خداوند متعال آنچه را كه مىخواهد انجام مىدهد .