تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
آن مرد كه متموّل بود به دستور امام حسين عليه السلام توجهى نكرد و با آن زن ازدواج نمود . طولى نكشيد كه آن مرد نيازمند گرديد . امام حسين عليه السلام به او فرمود : من به تو اشاره كردم ؛ ولى گوش ندادى . اكنون وى را رها كن ! زيرا خدا بهتر از اين زن را به تو عطا خواهد كرد . آن گاه فرمود : برو با فلان زن ازدواج كن ! وقتى آن مرد رفت و با او ازدواج نمود پس از يك سال ثروتمند شد و آن زن يك پسر و يك دختر برايش آورد و از آن بهره مند گرديد .

آيا تب از شما فرار مىكند ؟

50 - زراره گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه از نياكان گرام خود عليهم السلام چنين نقل مىفرمود : روزى امام حسين عليه السلام براى عيادت مردى به نام عبداللَّه بن شدّاد بن هاد ليثى كه دچار تب شديدى شده بود رفت . وقتى آن حضرت وارد خانه آن مرد شد تب او قطع گرديد . وى به امام حسين عليه السلام گفت : به راستى كه من راضى شدم به آن مقامى كه به شما عطا شده است . تب از شما فرار مىكند ؟ امام حسين عليه السلام فرمود : به خدا سوگند ! خدا چيزى را نيافريده مگر اين كه آن را به فرمان بردارى از ما مأمور نموده است . راوى گويد : ناگاه ما صدايى را شنيديم ؛ ولى شخصى را نمىديديم كه مىگفت : لبيك . امام حسين عليه السلام به تب خطاب فرمود : آيا نه چنين است كه اميرالمؤمنين عليه السلام به تو فرمود : دچار كسى نشوى جز كافر و شخص گناهكار كه كفّارهء گناهان وى باشى ؟ گناه اين شخص چيست ؟