تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
حضرت فرمود : خداوند متعال ، بزرگوار و كريم‌تر از آن است كه ميهمانش را محروم بنمايد . چون شب دوم فرا رسيد ، باز آن عرب را ديدند كه دست به پردهء ركن زده و عرض مىكند : اى عزيزى كه از عزّت و شكوه تو عزيزتر نيست ، مرا به عزّت و شكوه خود ، عزّت بخش كه كسى نداند چگونه است . من به تو رو آوردم و به تو توسّل جستم ، به حقّ محمّد و آل محمّد بر تو چيزى به من بده كه جز تو آن را ندهد ، و چيزى از من برگردان كه جز تو آن را برنگرداند . امير مؤمنان على عليه السلام به اصحاب خود رو كرد و فرمود : به خدا سوگند ! اين دعا ، همان اسم اعظم به زبان سريانى است ، كه حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داده است ، او بهشت را درخواست كرد . خداى تعالى به او عطا نمود و از خدا خواست آتش دوزخ را از او دور كند ، خدا او را از آتش دور گردانيد . هنگامى كه شب سوم فرا رسيد ، باز همان مرد عرب را ديدند كه به پردهء ركن دست زده و مىگويد : اى آن كه هيچ مكانى گنجايش تو را ندارد ، و هيچ جايى از تو خالى نيست و بدون چگونگى بودى ، به اين اعرابى چهار هزار درهم روزى كن ! در اين هنگام ، امير مؤمنان على عليه السلام نزد اعرابى رفت و فرمود : اى اعرابى ! از خداى متعال پذيرايى خواستى و خداى تعالى تو را پذيرايى كرد ، درخواست بهشت نمودى و خداى تعالى به تو عطا فرمود و درخواست كردى كه آتش دوزخ را از تو دور نمايد ، دور گردانيد ، امشب چهار هزار درهم مىخواهى ؟ مرد عرب گفت : شما كيستيد ؟ فرمود : من على بن ابىطالب هستم .