تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
مرد عرب گفت : به خدا سوگند ! شما آرزو و مطلوب من هستى ، و حاجت خود را از شما مىخواهم . حضرت فرمود : اى اعرابى ! حاجت خود را بگو . عرض كرد : هزار درهم مىخواهم تا مهريّهء همسرم قرار دهم ، هزار درهم كه بدهى خود را به آن بپردازم ، هزار درهم كه با آن خانه‌اى بخرم و هزار درهم هزينهء زندگى خودم قرار دهم . حضرت فرمود : اى اعرابى ! با انصاف نياز خود را خواستى ، وقتى از مكّه بيرون رفتى ، خانهء مرا در مدينه پيامبر صلى الله عليه و آله جست و جو كن . مرد عرب بعد از يك هفته از مكّه بيرون آمد و وارد مدينه گرديد ، ندا داد : چه كسى مرا به خانهء امير مؤمنان على بن ابىطالب عليهما السلام راهنمايى مىكند ؟ امام حسين عليه السلام با عدّه‌اى از كودكان در آنجا حاضر بود ، فرمود : من تو را راهنمايى مىكنم . من فرزندش حسين هستم . مرد عرب گفت : نام پدرت چيست ؟ فرمود : امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام . گفت : نام مادرت چيست ؟ فرمود : فاطمه زهرا سرور بانوان جهانيان عليها السلام . گفت : جدّ تو كيست ؟ فرمود : رسول خدا محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطّلب صلى الله عليه و آله . گفت : مادر بزرگت كيست ؟ گفت : خديجه بنت خويلد عليها السلام . گفت : برادر تو كيست ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 277 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى