تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
امام حسين عليه السلام به معاويه فرمود : حاجت اين اعرابى را روا كن . معاويه پذيرفت و به داد اعرابى رسيد . اعرابى پس از اين مرحمت امام حسين عليه السلام اين اشعار را خواند : من نزد درخت خشك آمدم ؛ ولى او در حق من احسانى نكرد تا اين كه پسر رسول خدا او را به احسان وادار نمود . حسين عليه السلام از نظر جود و بخشش فرزند مصطفى صلى الله عليه و آله است و از رحم پاك بتول ( حضرت زهراى اطهر عليها السلام ) به وجود آمده است . به راستى كه حضرت هاشم فضيلت و برترى بر جد شما امويان دارد ؛ همانطور كه فصل بهار بر فصل خزان برترى خواهد داشت . معاويه گفت : اى اعرابى ! من به تو عطا نمودم و تو حسين را مدح و منقبت مىگويى ؟ ! اعرابى گفت : تو از حق حسين عليه السلام به من عطا كردى و حاجت مرا به دستور آن حضرت ادا نمودى .

پدر تو كيست ؟

38 - خالد بن ربعى گويد : روزى امير مؤمنان على عليه السلام براى انجام كارهايى وارد شهر مكّه شد ، در مسجد الحرام عربى را ديد كه به پردهء كعبه دست زده است و مىگويد : اى صاحب خانه ! خانه ، خانهء توست و ميهمان ، ميهمان تو و هر ميزبانى از ميهمانش پذيرايى مىنمايد . پذيرايى مرا امشب آمرزش من قرار بده . امير مؤمنان على عليه السلام به اصحاب خود فرمود : آيا سخن اين عرب را شنيديد ؟ عرض كردند : آرى .