عمرو عاص گفت : چرا ريش شما از ريش ما پر پشتتر است ؟ !
امام حسين عليه السلام اين آيه را قرائت فرمود :
« سرزمين پاك و پاكيزه گياهش به فرمان خدا مىرويد ؛ ولى در سرزمينهاى بد سرشت جز خار و خاشاك نمىرويد » .
در اين هنگام معاويه به عمرو عاص رو كرد و گفت : تو را به آن حقى كه من به گردن تو دارم ساكت شو ؟ زيرا اين حسين پسر على بن ابى طالب است ! !
امام حسين عليه السلام در پاسخ معاويه اين دو بيت شعر را خواند :
اگر عقرب باز گردد ما نيز در برابر او پايدارى خواهيم كرد ؛ زيرا لنگه نعل براى مجاب كردن آن حاضر است .
به طور حتم عقرب مىداند و يقين دارد كه نه دنيايى دارد و نه آخرتى خواهد داشت .
اى پسر دختر رسول خدا ! در باره حاجت من با معاويه سخن بگو !
37 - در كتاب « مناقب » آمدهاست :
روزى امام حسين عليه السلام نزد معاويه رفت و ديد عربى باديه نشين براى عرض حاجتى نزد معاويه آمده است . معاويه از او روى گرداند و به امام حسين عليه السلام رو كرد . آن عرب به حاضران گفت : اين كيست كه وارد شد ؟ !
گفتند : حضرت حسين بن على عليهما السلام است .
عرب به امام حسين عليه السلام گفت : اى پسر دختر رسول خدا ! من از تو مىخواهم دربارهء حاجت من با معاويه سخن بگويى .