تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
گفتم : اى رسول خدا ! فاطمهء زهرا را برايم تزويج نما . فرمود : اى على ! پيش از تو چند نفر از مردان اين تقاضا را داشتند ؛ ولى هر گاه من به فاطمه مىگفتم اظهار بى ميلى مىكرد ، شما اندكى صبر كن تا من نزد او بروم و برگردم . رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد فاطمهء زهرا عليها السلام رفت ، آن بانو از جاى برخاست و عباى پدر خود را گرفت و نعلين‌هاى آن حضرت را در آورد ، آب آورد و پاهاى آن حضرت را با دست‌هاى خود شست و شو داد ، آن گاه نشست . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى فاطمه ! گفت : لبيك لبيك اى رسول خدا ! چه فرمايشى داريد ؟ فرمود : على بن ابى طالب كسى است كه تو از خويشاوندى ، برترى و پيشى گرفتن او در اسلام آگاهى ، من از خداى سبحان خواسته‌ام كه تو را براى بهترين و محبوبترين آفريدگان خود تزويج كند . على دربارهء ازدواج با تو گفت و گويى نموده ؛ تو چه صلاح مىدانى ؟ فاطمهء اطهر عليها السلام ساكت شد و صورت خود را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برنگردانيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله رضايت فاطمه عليها السلام را از صورتش دريافت ، از اين رو برخاست و فرمود : اللَّه اكبر ! سكوت فاطمه دليل بر رضايت اوست . پس از اين جريان جبرئيل نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد ! فاطمه را براى حضرت على بن ابى طالب تزويج كن ، زيرا خدا راضى است كه زهرا براى على و على براى زهرا باشند . حضرت على عليه السلام مىفرمايد : رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام را براى من تزويج نمود ، آن گاه نزد من آمد دستم را گرفت و فرمود : بسم اللَّه ، برخيز و اين دعا را بخوان : سپس مرا آورد و نزد حضرت زهرا عليها السلام نشانيد ، آن گاه فرمود :