سپس جان از تن شريفش بيرون رفت ( و از دنيا رفت ) و در آن حال دست راست امير مؤمنان على عليه السلام زير چانهء آن حضرت بود و جان او در دست على عليه السلام قرار گرفت و او نيز طبق وصيّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را به روى خود كشيد . سپس آن حضرت را رو به قبله خوابانيد و چشمان مباركش را بست و پارچهاى بر بدن او كشيد و سرگرم به كار غسل و كفن او شد .
در روايتى آمده است : به فاطمه عليها السلام گفته شد : چه بود آن چيزى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آهسته به شما فرمود كه اندوه و پريشانى كه از غم مرگ آن حضرت به شما دست داده بود بر طرف گرديد ؟
فرمود : مرا آگاه كرد كه من نخستين كسى هستم كه از خاندانش به او ملحق خواهم شد و پس از او زمان چندانى نگذرد كه به او برسم ، پس اين مژده ، اندوه مرا از ميان برد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٣٩