عزيزم فاطمه ! چرا گريه مىكنى ؟
3 - جابر بن عبداللَّه انصارى گويد :
من در خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بودم . آن حضرت در آخرين لحظات زندگى خويش در بستر بيمارى بود ، دخت عزيزش فاطمه عليها السلام كنار بستر پدر بزرگوارش ، بالاى سر حضرتش نشسته و به حال پدرش گريه مىكرد ، ناگاه صداى نالهاش بلند شد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله به دختر مظلومهاش نگاهى كرد و فرمود : عزيزم فاطمه ! چرا گريه مىكنى ؟ !
حضرت زهرا عليها السلام عرضه داشت : پس از تو از ضايع شدن حقّمان بيم دارم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى حبيبهء من ! گريه مكن ، ما خاندانى هستيم كه خداوند متعال هفت خصلت براى ما ارزانى داشته كه پيش از ما به كسى عطا نفرموده و پس از ما به كسى عطا نخواهد فرمود :
خاتم پيامبران و محبوبترين مخلوق خداوند از ماست و آن منم ، پدر تو ؛
وصىّ ما بهترين اوصيا و محبوبترين آنان به سوى خداست و او همسر توست ؛
شهيد ما بهترين شهيدان و محبوبترين آنان به سوى خداست و او عموى توست ؛
شخصيّتى از ما خاندان است كه دو بال دارد و در بهشت با فرشتگان پرواز مىكند و او پسر عموى توست ؛
دو سبط اين امّت از ما خاندان است كه آنان دو فرزند تو حسن و حسين عليهما السلام هستند ، و در آيندهء نزديك خداوند از نسل فرزندت حسين ، نه امام امين و معصوم خلق خواهد فرمود .
و مهدى اين امّت از ما خاندان است ، آن گاه كه دنيا را هرج و مرج فراگيرد و آشوبها آشكار گردد ، راهها بسته شده و برخى بر برخى ديگر رشك ورزند ،