و همين نفس است كه آغازش از خداست و به او باز مىگردد . خداوند متعال مىفرمايد : « در او از روح خودم دميدم » .
و در جاى ديگر مىفرمايد : « اى نفس قدسى مطمئن ! به سوى پروردگارت باز آى تو از او خشنودى و او از تو خشنود است » و عقل در ميان همهء اين نفسها است . « 1 »
هامش
( 1 ) - گفتنى است كه انديشمندان و دانشمندان دربارهء حقيقت نفس و روح سخنان بسيارى گفتهاند و نظريات متفاوتى دادهاند . علّامهء مجلسى رحمه الله در كتاب ارزشمند « بحار الأنوار » بخش جداگانهاى را به اين موضوع اختصاص داده و آيات ، روايات و گفتار دانشمندان را در اين زمينه آورده ، آنگاه در ذيل اين روايت چنين مىنويسد :
اين تعبيرات در اخبار معتبر و معمول نيامده است و بيشتر به پرت و پلاهاى صوفيّه شبيهاند . در شرح اين خبر گفته : دو نفس نخست در كلام امام على عليه السلام حيوانى هستند كه همان مورد كامجويى و آزاركشى در دنيا و آخرتند . و دو نفس اخير انسانى هستند كه در هر دو جهان سعادتمندند ، به ويژه آخرى كه هيچ بدبختى ندارد ، چرا كه آن از عالم بدبختى نيست ، بلكه از روح خدا دميده است و در آن آزارى نباشد ، ولى در بيشتر مردم وجود ندارد و در چند هزار يكى هم به دست نمىآيد ، همچنان اعضا و جوارح را نه كام است و نه درد ، آيا نمىبينى كه بيمار به هنگام خواب از زخم خود - كه در بيدارى درد دارد - دردى نفهمد چون دردناك ، از عالم دنيا رو به عالم برزخ كرده و چون بيمار بيدار شود و به عالم شهادت برگردد و در حواسّ نشيند درد و سوزش را دريابد و اگر در برزخ دچار دردى شود چون خوابى دردناك يا لذّتى همچون خواب خوشى بيند ، اين درد و لذّت تا هر جا با او باشد . همچنين است حالش در آخرت .
علّامهء حلّى رحمه الله در كتاب « معارج الفهم » مىنويسد :
مردم در حقيقت نفس اختلاف دارند كه چيست ؟ و دربارهء آن چند قول ممكن است : زيرا نفس ، يا جوهر است ، يا عرض ، يا مركب از هر دو . اگر جوهر باشد يا مكانى است ، يا لامكانى ، و اگر مكانى است ، يا قسمتپذير است ، يا نه و هر كدام اينها گويندهاى دارد .
و مشهور دو قول است :
1 - نفس جوهرى است مجرّد نه جسم است و نه در جسم است و همو سرپرست تن است .
اين قول بيشتر حكماء است و از شيخ مفيد ما رحمه الله و فرزندان نوبخت از اصحاب ما نقل شده است .
2 - جوهرى بنيادى در تن است كه از آغاز عمر تا پايان آن بىدگرگونى ، فزونى و كاستى با اوست .
معتزله گويند : نفس همان كالبد محسوس است .
البتّه در اينجا مذاهب ديگرى نيز هست كه عبارتند از :
1 - نفس همان خداست .
2 - مزاج است .
3 - خون است .
4 - آتش است .
5 - هواء است .
و موارد ديگر از ياوههاى مذاهب گوناگون . . . ( بحار الأنوار : 58 / 85 - 131 ) .
البتّه ما اين روايت به جهت آن كه پاسخ و پرسشى را در بر گرفته ، بيان كرديم و كاوش و تحقيق آن را به خوانندگان گرامى واگذار مىنماييم .