سپس حضرتش حبّه و نوف را پند و اندرز داد و مطالبى را يادآورى كرد و در پايان فرمود : از خدا بترسيد ، بى ترديد من به شما بيم دادم .
آنگاه حضرتش گذشت و به مناجات پرداخت و به خداوند عرضه مىداشت : اى كاش مىدانستم هنگامى كه از تو غفلت مىكنم تو از من رو مىگردانى ، يا باز به من توجّه دارى ؟
اى كاش مىدانستم در اين خوابهاى طولانيم و در اين شكر گزارى اندكم از نعمتهاى تو ، حالم نزد تو چگونه است ؟ !
حبّهگويد : به خدا سوگند ! حضرتش همين طور دائماً راه مىرفت و حالش همين بود تا سپيده دم طلوع كرد .
از ديگر ويژگىهاى مولايمان على عليه السلام در شب ، گفتار نوف در حضور معاوية بن ابى سفيان است .
نوف گفت : هرگز در هيچ شبى براى حضرتش رختخواب پهن نشد و هرگز در روزهاى گرم غذا ميل ننمود ( چرا كه حضرتش روزه بود ) .
نوف در ادامه گفت : گواهى مىدهم كه شبى آن حضرت را ديدم كه شب ، پردههاى تاريكى خود را افكنده بود ، ستارگان غروب كرده بودند ، آن حضرت ايستاده بود و محاسن شريفش را با دست گرفته بوده و به سان مارگزيده به خود مىپيچد و همانند مصيبت زده مىگريست .
اين حديث معروف و مشهور است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٨٧