تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

اى امير مؤمنان ! حاجتى دارم .

120 - احمد بن ابى مقدام عجلى گويد : در روايتى آمده : مردى خدمت على بن ابىطالب عليه السلام آمد و به آن حضرت عرض كرد : اى امير مؤمنان ! من به تو نيازى دارم . فرمود : آن را روى زمين بنويس كه من تنگدستى تو را به روشنى مىبينم . آن مرد روى زمين نوشت : من فقير و نيازمندم . على عليه السلام فرمود : قنبر ! دو جامه به او بپوشان ! در اين هنگام آن مرد اين گونه سرود : به من جامه‌اى پوشاندى كه زيبايىهايش كهنه شوند ، و من به زودى از ستايش خوب به تو جامه‌ها پوشانم . اگر به ستايش خوبم برسى به ارجمندى و بزرگوارى رسيده‌اى ، و براى آنچه بدان رسيده‌اى عوضى نجويى . به راستى كه ستايش ، همانند بارانى كه به رطوبتش دشت و كوه را زنده مىكند ، نام صاحبش را زنده مىدارد . تا زنده‌اى دست از نيكى كه بدان آغاز كردى برمگير كه هركس به زودى پاداش آنچه انجام داده خواهد ديد . آن حضرت فرمود : صد دينار طلا به او بدهيد . گفتند : اى امير مؤمنان ! او را بىنياز كردى .