انجام مىدهند ؛ زيرا ما همه يكى هستيم .
نخستين ما محمّد ، آخرين ما محمّد و ميانهء ما محمّد است و همهء ما محمّديم .
از اين رو ، بين ما جدايى نيندازيد . هنگامى كه ما چيزى را بخواهيم خدا آن را مىخواهد وهنگامى كه چيزى را نخواهيم ، خداوند ، آن را نمىخواهد .
واى ! و همهء واى ! بر كسى كه فضل و برترى ها ، ويژگىها و آنچه را كه خداوند ؛ پروردگارمان ما به ما عطا نموده ، انكار نمايد ؛ چرا كه هركه چيزى از آنچه خداوند به ما عطا نموده ، انكار نمايد ، در واقع قدرت خدا و مشيّت او را در مورد ما انكار نموده است .
اى سلمان ! و اى جندب !
گفتند : بلى اى اميرمؤمنان ! درود خدا بر تو باد !
فرمود : خداوند ، چيزى به ما داده است كه برتر ، عظيمتر ، بزرگتر از همهء اينهاست .
گفتيم : اى اميرمؤمنان ! چه چيزى خداوند به شما عطا نموده كه از همهء اينها عظيمتر و بالاتر است ؟
فرمود : پروردگار ما ، آگاهى به اسم اعظمى را به ما داده كه اگر بخواهيم ، مىتوانيم به وسيلهء آن ، آسمانها ، زمين ، بهشت و دوزخ را از جاى بركنيم ، به آسمان بالا رويم ، به زمين فرود آييم ، به شرق و غرب رويم و به وسيلهء آن به منتهاى عرش صعود كرده ، در برابر خداى عزّوجل بنشينيم « 1 » و به
هامش
( 1 ) - در پاورقى بحارالأنوار در توضيح اين جمله مىنويسد : اين تعبير كنايه از شدّت قرب و شكوه مقام و منزلت آنان در پيشگاه خداوند است .