اى سلمان ! و اى جندب ! من همان محمّد ، و محمّد منم . من از محمّدم و محمّد از من است . خداى تعالى مىفرمايد : « دو دريا به هم آميخت و ميان آن دو ، برزخ و فاصلهاى است كه به حدود يكديگر تجاوز نمىكنند » .
اى سلمان ! و اى جندب !
گفتند : بلى ، اى اميرمؤمنان !
فرمود : به راستى كه مردهء ما نمىميرد و غايب ما پنهان نمىشود و البتّه كشتگان ما هرگز كشته نمىشوند .
اى سلمان ! و اى جندب !
گفتند : بلى ، درود خدا بر تو باد .
فرمود : من امير و فرمان رواى هر مرد و زن مؤمن - چه آنها كه درگذشتهاند و چه آنها كه باقى ماندهاند - هستم .
من به روح با عظمت و شكوهى تأييد گشتهام و من - با اين همه مقامات - فقط بندهاى از بندگان خداوند هستم .
ما را خدا نناميد و هر چه خواهيد در فضل و برترى ما بگوييد چرا كه شما هرگز به كُنه و ژرفاى فضل و برترى ما ، كه خداوند براى ما قرار داده ، حتّى به يك دهم از آن ، نخواهيد رسيد .
زيرا كه ما آيات و دلايل الهى ، حجّتهاى خداوند ، خلفا و جانشينان او ، امينان و امانتداران او و امامان و پيشوايان او هستيم .
ما وجه خدا ، چشم خدا ، زبان خدا هستيم .
خداوند به وسيلهء ما و به خاطر ما بندگانش را عذاب مىكند و به آنان
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٩٠