رفت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز همراه او به طرف مسير او رفت ، مرد ذمّى گفت :
مگر نمىخواستى كه به كوفه به روى ؟
فرمود : چرا .
ذمّى گفت : راه كوفه را رها كردى .
فرمود : مىدانم .
گفت : پس چرا با اين كه مىدانى به طرف مسير من مىآيى ؟
على عليه السلام فرمود : اين ، از پايان بخش خوش رفاقتى است كه انسان ، رفيق راهش را در هنگام جدا شدن ، چند گامى بدرقه كند و پيامبر ما صلى الله عليه و آله به ما اين گونه دستور داده است .
مرد ذمّى گفت : اين گونه دستور داده ؟
فرمود : آرى .
مرد ذمّى گفت : پس به طور مسلّم هر كه از او پيروى كرده به خاطر همين كردارهاى بزرگوارانهء او بوده است . و من همينك تو را گواه مىگيرم كه پيرو دين تو و بر آيين تو هستم .
مرد ذمّى با على عليه السلام برگشت و همين كه حضرتش را شناخت ، مسلمان شد .
يا أمير المؤمنين ! اللَّه يراني أنت تصب على يدي !
7 - بالإسناد إلى أبي محمّد العسكري عليه السلام أنّه قال :
أعرف الناس بحقوق إخوانه وأشدّهم قضاء لها أعظمهم عند اللَّه شأناً ، و من
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٦