ننمودى و مساوات را در نظر نگرفتى ، خدا از چنين قضاوتى راضى نيست ( ! ! ! )
امير مؤمنان على عليه السلام به دقّت در او نگاه كرد و آثار خشم در چهرهء حضرتش هويدا شد و فرمود : دروغ گفتى اى زن بىحيا ، زن بد زبان ، تندخو ، زنى كه چون زنان ديگر حيض نمىبيند .
آن زن از ترسش با شنيدن اين سخنان واويلا گويان برگشت و فرار كرد .
عمرو بن حريث - كه از مخالفان على عليه السلام بود - از فرصت استفاده كرد و از پى آن زن رفت ، به او گفت : اى بندهء خدا ! سخنى با على گفتى كه مرا شاد كردى ( ! ! ) ولى او در پاسخ تو را چنان سرزنش نمود كه با واويلا برگشتى و فرار كردى .
گفت : فلانى ! به خدا سوگند ! بى ترديد فرزند ابو طالب واقع را بيان كرد . نه ، به خدا سوگند ! من تاكنون مانند ساير زنان حيض نشدهام .
راوى گويد : عمرو بن حريث ، خدمت امير مؤمنان على عليه السلام بازگشت و گفت : اى فرزند ابو طالب ! اين كهانت چيست ؟
على عليه السلام فرمود : واى بر تو ! اى فرزند حريث ! اين كهانت نيست ، خداوند ارواح را دو هزار سال ، پيش از بدنها آفريد ، آنگاه در پيشانى آنها رقم زد كه مؤمن است يا كافر . آنگاه در اين مورد آيه بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل كرد كه : « به راستى در آن نشانه هايى براى خردمندان و متوسّمين و اهل فراست است » .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله متوسّم بود ، من نيز بعد از او متوسّم هستم و پيشوايان از فرزندان من نيز متوسّمين هستند .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٥٩