قال : فأقبل اليهود يقولون : نشهد أن لا إله إلّااللَّه وأنّ محمّداً رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وإنّك ابن عمّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله .
ثمّ أقبلوا على عمر ، فقالوا : نشهد أنّ هذا أخو رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . واللَّه ! إنّه أحق بهذا المقام منك . وأسلم من كان معهم وحسن إسلامهم « 1 » .
ما را از قفلها و كليدهاى آسمانهاى هفتگانه آگاه فرما !
74 - طاووس گويد : گروهى از يهود نزد عمر بن خطاب آمدند ، او در آن روز والى مردم بود ، گفتند : تو والى اين امر پس از پيامبرتان هستى ، ما نزد تو آمديم تا از تو چيزهايى بپرسيم ، اگر تو آنها را درست پاسخ دادى ، ايمان مىآوريم و تصديق مىكنيم و از تو پيروى مىنماييم .
عمر گفت : بپرسيد آنچه را در نظر داريد .
گفتند : ما را از قفلها و كليدهاى آسمانهاى هفتگانه آگاه كن !
و به ما خبر بده از قبرى كه صاحب خود را حركت داد .
و به ما خبر بده از موجودى كه قوم خود را بيم داد با اين كه نه از انسانها بود و نه از پريان .
و به ما خبر بده از محلّى كه آفتاب به آنجا تابيد و ديگر بازنگشت .
و به ما خبر بده از پنج موجود زندهاى كه در رحم مادر آفريده نشدند .
و به ما خبر بده از يكى ، دو تا ، سه تا ، چهار تا ، پنج تا ، شش تا ، هفت تا ، هشت تا ، نه تا ، ده تا ، يازده تا و دوازده تا .
هامش
( 1 ) - الخصال : 456 الحديث 1 .