تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
شده شاهد مىخواهند ؟ به خدا سوگند ! تو وصى و جانشين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيستى . سلمان برخاست و گفت : اى عرب ! دنبال من بيا تا وصى و جانشين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به تو نشان دهم . عرب به دنبال او راه افتاد ، تا اين كه به على عليه السلام رسيدند . عرب گفت : تو وصى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هستى ؟ حضرت فرمود : آرى ، چه مىخواهى ؟ عرب گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله هشتاد شتر سرخ موى و سيه چشم براى من ضمانت كرده بود . اينك از تو مىخواهم . على عليه السلام فرمود : آيا تو و خانواده ات مسلمان شده‌ايد ؟ در اين هنگام عرب خود را به دست على عليه السلام انداخت و دست مباركش را مىبوسيد و مىگفت : گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست و تو وصى به حق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و جانشين او هستى ، چرا كه بين من و پيامبر شرط همين بود . ما همه مسلمان شده‌ايم . على عليه السلام رو به فرزندش امام حسن عليه السلام كرد و فرمود : اى حسن ! تو و سلمان با اين عرب به فلان صحرا برويد و بگوييد : يا صالح ! يا صالح ! وقتى كه جوابتان را داد ، بگو : امير المؤمنين به تو سلام مىرساند و مىگويد : هشتاد شترى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى اين عرب تعهّد كرده بود ، بياور . سلمان گويد : ما به جايى كه على عليه السلام فرموده بود رفتيم ، امام حسن عليه السلام همان گونه كه على عليه السلام فرموده بود ، ندا سرداد . پس جواب داد : لبيك اى فرزند پيامبر خدا !