تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
جاى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله را بلند مىكرد و همان مقدار در آنجا مىيافت و به شخص طلب كار مىداد . خليفهء ( به ناحق ) دوّم به خليفه ( به ناحق ) اوّل گفت : با اين كار آبروى ما را رفت ، چاره چيست ؟ عمر گفت : تو نيز همانند او ندا كن ، شايد مانند او بتوانى بدهىهاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ادا كنى . ابوبكر نيز همان گونه ندا داد . اين قضيّه به گوش على عليه السلام رسيد ، فرمود : آگاه باشيد كه او به زودى پشيمان مىشود . فرداى آن روز ، ابو بكر در جمع مهاجر و انصار نشسته بود ، عربى بيابانى آمد و پرسيد : كدام يك از شما وصى و جانشين رسول خدا صلى الله عليه و آله هستيد ؟ آنان به ابوبكر اشاره كردند . عرب بيابانى گفت : تو وصى و جانشين پيامبر هستى ؟ ابوبكر گفت : آرى ، چه مىخواهى ؟ گفت : هشتاد شترى را كه پيامبر به من قول داده بود ، بده . ابو بكر گفت : شترها بايد چگونه باشند ؟ عرب گفت : هشتاد شتر سرخ موى و سيه چشم . ابوبكر به عمر گفت : چه كار كنيم ؟ عمر گفت : عرب‌ها چيزى نمىدانند . از او بپرس : آيا شاهدى بر گفتهء خود دارد ؟ ابوبكر از او شاهد خواست . عرب گفت : مگر از فرد همچون من ، بر چيزى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ضامن
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 220 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى