ريشهء ما يكى است ؛ پس چرا اهل بيت بر ما برترى داده شدهاند ؟ !
سلمان فارسى گويد : نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بودم كه عبد اللَّه بن عباس وارد شد و سلام كرد ؛ پيامبر جواب داد و به او خوش آمد گفت ، سپس عباس گفت : يا رسول اللَّه ! با وجد اينكه معادن وريشه ما يكى است به چه چيزى خدواند على عليه السلام را بر ما برترى داده است ؟
رسول گرامى صلى الله عليه و آله فرمود ، : به تو خبر مىدهم اى عمو ! خداوند من وعلى را آفريد در حالىكه نه آسمانى بود و نه زمينى ، نه بهشتى و نه جهنمى ، نه وحى و نه قلمى ؛ وهنگامى كه خداوند اراده فرمود ما را بيافريند كلمهاى گفت ، پس آن كلمه نورى شد ، سپس كلمهء ديگرى گفت ، پس آن كلمه روح شد ، سپس آن دو را باهم مخلوط كرد و بهاين طريق معتدل شدند ، سپس از نور من عرش را آفريد ، آنگاه از نور على ، نور آسمانهارا آفريد بنابراين على از نور آسمان برتر است ؛ سپس از نور حسن ، نور آفتاب را آفريد و از نور حسين نور ماه را آفريد ، لذا آنها از آفتاب و ماه برترند ، و ملائكه تسبيح مىگفتند و در تسبيحشان مىگفتند : « مقدس و منزه است خدا ! چه نورهايى ! چه گرامىاند نزد خداى » .
و هنگامىكه خداى متعال خواست فرشتگان را آزمايش كند چنان ابر تاريك و سياهى بر سر آنها فرستاد كه فرشتگان همديگر را ديگر نمىديدند .
فرشتگان عرض كردند : بارالها ! اى سيد ما ! از آن زمان كه مارا آفريدى ما هرگز چنين اوضاع واحوالى نديدهايم ؛ تو را قسم مىدهيم به حق اين نورها كه اين امر را براى ما روشن كنى .
خداوند عزوجل فرمود : به عزت و جلالم سوگند كه اين كار را خواهم كرد .
آن زمان بود كه نور فاطمه زهرا عليها السلام را مانند قنديلى آفريد و آن را گوشواره عرش قرار داد و آنگاه بود كه آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه بوسيله آن روشن شد و بههمين جهت ، ايشان فاطمه زهرا ( يعنى درخشنده ) ناميده شد .