و تفرح مشغول بودم ناگهان رائحه دلنوازى به مشامم رسيد ، از آن رائحه بسيار خوشم آمد گفتم : اى حبيب من ( يعنى جبرئيل ) اين رائحه و بوى بسيار خوش كه از همه بوهاى خوش بهشت خوشبوتر است چيست ؟
جبرئيل گفت : اى محمد اين بوى بسيار خوش بوى سيبى است كه خداى متعال آن را پيش از سيصد هزار سال با دست قدرت خود آفريد و ما نمىدانيم كه از ( آفرينش ) آن چه منظور دارد .
در اين حال بود كه فرشتگانى را ديدم در حالى كه آن سيب را با خود دارند و حامل آن سيب گفت : يا محمد پروردگار ما بر تو سلام مىدهد و اين سيب را بعنوان تحفه فرستاده است .
سپس پيامبر اكرم ؛ صلى الله عليه و آله فرمود : من آن سيب را گرفتم ، و آن را زير بال جبرئيل گذاشتم ، و هنگامى كه به زمين فرود آمدم آن سيب را خوردم ، خدا از آن نطفهاى در پشت من ايجاد كرد و هنگامى كه با خديجه دختر خويلد همبستر شدم ، ( از اين نطفه ناشى ) از آن سيب ، فاطمه به وجود آمد ، اينجا بود كه خداوند متعال به من وحى نمود و فرمود : اكنون يك دختر حوراء أنسيه ( يعنى بهشتى زمينى ) براى تو متولد شد . اين نور را با نور ، يعنى نور فاطمه عليها السلام را با نور على عليه السلام تزويج كن . من او را در آسمانها تزويج كردم و يك پنجم زمين را مهر او قرار دادم و از آن دو ، ذرّيّهء مباركى پديد مىآيد كه دو چراغ پرفروغ بهشتند ؛ يعنى حسن و حسين ؛ و از صلب حسين امامانى پديد آور كه كشته مىشوند و يارى مىشوند ، پس واى بر قاتلان و واگذاركنندگان آنها .
( 139 )
الْعَبَّاسُ يَسْأَلُ : بِمَ فُضِّلَ عَلَيْنا أَهْلُ الْبَيْتِ وَ الْمَعادِنُ واحِدَةٌ ؟
وَرَدَ مَرْفُوعاً إِلى سَلْمانَ الْفارِسِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ ، قالَ : كُنْتُ جالِساً عِنْدَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي الْمَسْجِدِ إِذْ دَخَلَ الْعَبّاسُ بْنُ عَبْدِالْمُطَّلِبِ ، فَسَلَّمَ ، فَرَدَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وَ رَحَّبَ بِه .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٩٧