( 89 ) : وَ مَنْ حارَبَكُمْ مُشْرِكٌ .
و كسى كه با شما بجنگد ، [ در حقيقت ، ] به خدا شرك ورزيده است . . .
توضيح واژهها
حارَبَ : جنگيد ، نبرد كرد ، پيكار نمود ، پرخاش كرد . « 1 »
مُشْرِكْ : كسى كه شرك مىورزد ، كسى كه براى خدا ، شريك مىپندارد . « 2 »
شرح
واژهء « شرك » ، ضدّ توحيد و به معناى اعتقاد به قدرتهاى موهوم است . شخص « موحّد » ، حقيقتپرست است و شخص « مشرك » ، موهومپرست و مطيع قدرتهاى خيالى است .
انواع شرك
قدرتهاى موهوم ، سه دستهاند . به ديگر سخن ، در جهان بينى مشركان ، سه نوع بت ، وجود دارد :
1 . بت نفس امّاره ؛
2 . بتهاى بى جان ، مانند : لات و هُبَل ؛
3 . بتهاى جاندار ؛ كه همان صاحبان قدرتهاى طاغوتى هستند كه امام خمينى رحمه الله از آنها به « بتهاى نوين » ، تعبير مىكرد .
موحّد ، نه خودپرست است ، نه جمادپرست و نه قدرتمندپرست . او فقط خداوند متعال را منشأ قدرت مىداند و براى همين ، فقط از خدا اطاعت مىكند ؛ ولى مشرك ،
هامش
( 1 ) . « الحرب : نقيض السلم » ( لسان العرب ، ج 1 ، ص 302 ) . « أنا حرب لمن حاربنى أى عدوّ » ( همان ، ص 303 ) .
( 2 ) . « أصلان : أحدهما يدلّ على مقارنة و خلاف انفراد » ( معجم مقاييس اللّغة ، ج 3 ، ص 265 ) .