گوينده ، لذّت مىبرد . اهل بيت عليهم السلام نيز كه تمامِ سخنانشان نيكو بود ، به نيكويى هم سخن مىگفتند و سخنان خود را جدا جدا ، به گونهاى كه شنوندگان ، تمامِ مفاهيم آن را به گوش جان مىنيوشيدند ، بيان مىكردند . در بارهء امامِ اهل بيت ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، نوشتهاند :
كَانَ كَلامُ رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَلامَاً فَصلًا يَفهَمُهُ كُلُّ مَن سَمِعَهُ . « 1 »
گفتار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، سخن گفتن با فاصله [ و آشكار ] بود . هر كس آن را مىشنيد ، مىفهميد .
و در توصيف ديگرى از سخن گفتن ايشان ، آمده است :
كَانَ . . . يَتَكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلامِ فَصْلًا لا فُضُولَ فيهِ وَلاتَقصِيرَ . « 2 »
[ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ] . . . كوتاه و پُرمعنا و با فاصله ، سخن مىگفت ، بى آن كه در آن ، فزونى يا كاستى باشد .
سخنان اهل بيت عليهم السلام ، جامع بود و شنونده ، از مطالب آنان ، بهرهء كافى را مىبُرد و پشت سرِ هم و مبهم ، سخن نمىگفتند كه شنوندگان ، از فهم آن ناتوان باشند . بنا بر اين ، نخستين مفهومِ فصل الخطاب ، به چگونگى سخن گفتن امامان عليهم السلام اشاره دارد .
2 . قوانين مقبول
دومين معناى « فصل الخطاب » ، قوانينى است كه دو طرف نزاع ، آن را بپذيرند و منازعه و درگيرى بر پايهء آن ، خاتمه يابد . اين قوانين ، در داورىها و محاكمه ، بسيار كارگشاست . بنا بر اين ، به اين قوانينِ ثابت ، فصل الخطاب مىگوييم ؛ زيرا حق را از باطل در دادگاه ، جدا مىكند . در تفسير آيهء
« وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ »
گفتهاند :
فَصْل الخطاب هُو قوله : البَيِّنَة عَلَى المُدَّعى والْيَمين عَلَى المُدَّعى عَلَيه . « 3 »
فصل الخطاب ، همان جملهاى است كه : بيّنه [ و دليل ] بر عهدهء خواهان است و سوگند ، بر عهدهء خوانده .
هامش
( 1 ) . سنن أبى داوود ، ج 4 ، ص 261 ، ح 4839 .
( 2 ) . معانى الأخبار ، ص 81 .
( 3 ) . فقه القرآن ، ج 2 ، ص 9 ؛ قصص الأنبياء ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 271 .