تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
حقگويى دانسته است و از ايشان روايت شده كه فرمود : أتقَى النَّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فيما لَهُ وَ عَلَيهِ . باتقواترينِ مردم ، كسى است كه حق را بگويد ، چه به سودش باشد ، چه به زيانش . « 1 » همچنين امير مؤمنان عليه السلام ، در سفارش به فرزندش امام حسين عليه السلام ، از او مىخواهد كه در حال خشنودى و خشم ، همواره حق را بر زبان ، جارى سازد . « 2 » بنا بر اين ، اهل بيت عليهم السلام ، هم كليد واژه‌هاى احكام الهى را بيان كرده‌اند ، و هم كليد واژه‌هاى ديندارى را معرّفى كرده‌اند .

حاجى مقدّس ، عالمِ عامِل

حاجى مقدّس ، منبرى معروفى بود كه در تهرانْ زندگى مىكرد . تقدّس او ، تنها به نماز و روزه خلاصه نمىشد ؛ بلكه وى ره‌نمودهاى اهل بيت عليهم السلام را در سراسر زندگىاش به كار مىبست . رفتار اجتماعى او ، زبانزدِ بسيارى از كسانى است كه هنوز خاطره‌هاى آن عالِم عامِل را در پيشِ ديد خود دارند . يكى از دوستان آن مرحوم ، چگونگى فروش خانهء حاجى مقدّس را چنين تعريف كرده است : حاجى مقدّس ، خانه‌اش را به بنگاه‌دار سپرد تا آن را بفروشد . بنگاه‌دار ، مشترىها را براى ديدنِ خانه مىآورد ، ولى پيش از آن كه خريدار ، توصيف خانه را از زبان دلّال بشنود ، حاجى مقدّس ، خود عيب‌هاى خانه را بر مىشمرد و مثلًا به او مىگفت : « زيرزمين ، نَم دارد و هر چه كرديم ، نتوانستيم جلوى نمناكى آن را بگيريم » و بدين سان ، خريدار ، منصرف مىشد . دلّال ، به حاجى مقدّس اصرار مىكرد كه ما همهء عيب‌ها را مىگوييم و شما ، تشريف نياوريد ، امّا وى درخواستِ دلّال‌ها را رد مىكرد و مىگفت : « من بايد كاستىهاى منزل را خودم بگويم » . سرانجام ، فردى پيدا شد و خانه را با همهء نقص‌هايش خريد .
هامش
( 1 ) . الأمالى ، صدوق ، ص 72 ، ح 41 . ( 2 ) . تحف العقول ، ص 88 .