را اجرا مىكردند .
معناى ديگر اقامهء حدود ، عمل به وظيفه در اجراى قوانين فردى و اجتماعى است . بر اين اساس ، زائر خطاب به معصوم عليه السلام مىگويد : « شما با همهء توان كوشيديد تا تمامى قوانين و احكام الهى را در حوزهء وظيفهء خود ، اجرا كنيد » .
گسترش شريعت
اينك با ذكر چند نكته ، به شرح عبارت « نشرتم شرائع أحكامه » مىپردازيم :
1 . در برخى نسخههاى زيارت « جامعهء كبيره » ، واژه « فسّرتم » به جاى « نشرتم » آمده كه مفهوم آن ، تفسير شرايع است ؛ يعنى : امامان معصوم عليهم السلام ، شرايع احكام الهى را تفسير كردهاند .
2 . برخى « شرايع احكام » را به معناى احكام دانستهاند . در نظر آنها ، گويى كه احكام ، تفسير همان شرايع است و معناى ديگرى ندارد .
3 . ابن عبّاس ، از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله و از شاگردان امام على عليه السلام ، احكامى را كه از قرآن استفاده مىشود ، « شريعت » مىناميد و حكمى را كه از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته مىشود ، « مِنهاج » ناميده است . « 1 » اين برداشت ، تفسير آيهاى از قرآن است كه مىفرمايد :
« لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً .
« 2 »
براى هر امّتى از شما ، راه و روشى قرار داديم » .
اگر چنين معنايى را بپذيريم ، امامان عليهم السلام ، كسانى هستند كه احكام قرآن را در جامعه ، منتشر كرده و يا آن را تفسير كردهاند .
به ديگر سخن ، مراد از « شرائع أحكامه » ، يا همان احكام الهى است و يا به احكام قرآنى ، اختصاص دارد . امّا اين ، همهء سخن نيست ؛ بلكه با تأمّل در واژهء « شريعت » ، مىتوان نظر بهترى را برگزيد و آن اين كه مراد از « شرائع أحكامه » ، كليد احكام الهى است .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 98 .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 48 .