تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
و يا بر پايهء روايتى ، امام سجّاد عليه السلام ، در معرّفى اهل بيت عليهم السلام فرمود : نَحنُ تَراجِمَةُ وَحيِهِ . « 1 » ما ترجمان وحى اوييم . همچنين در روايتى ديگر ، امام على عليه السلام در جريان تحميل حكميّت بر ايشان ، قرآن را كتاب صامت ( خاموش ) ، معرّفى كرده و خود را مفسّر و تبيين كنندهء آن دانسته و فرموده است : هذا كِتابُ اللَّهِ الصَّامِتُ وَ أنَا المُعَبِّرُ عَنهُ فَخُذوا بِكِتابِ اللَّهِ النَّاطِقِ وَ ذَرُوا الحُكمَ بِكِتابِ اللَّهِ الصَّامِتِ إذْ لامُعَبِّرَ عَنهُ غَيرِى . « 2 » اين ، كتابِ خاموشِ خداست و من ، سخنگوى اويم . پس به كتابِ گوياى خدا ، دست بياويزيد و حكم كردن بر اساس كتاب خاموش خدا را وا نهيد ؛ چرا كه جز من ، سخنگويى براى آن نيست . عبارت « لا مُعبّر عنه غيرى » ، يعنى هيچ كس غير از خاندان وحى ، نمىتواند حقيقت قرآن را در يابد . امام باقر عليه السلام ، سخن كسانى را كه مىپندارند همهء قرآن را دريافته‌اند ، ادّعاى صِرف مىداند و طبق گزارشى ، چنين مىفرمايد : ما يَستَطِيعُ أحَدٌ أن يَدَّعِى أنَّهُ جَمَعَ القُرآنَ كُلَّهُ ظاهِرَهُ وَ باطِنَهُ غَيرَ الأوصِياءِ . « 3 » كسى غير از اوصياى خدا نمىتواند ادّعا كند كه همهء قرآن ، ظاهر و باطنش را گِرد آورده است . و در روايتى آمده كه امام صادق عليه السلام ، سوگند ياد كرد كه كتاب خدا را از ابتدا تا انتها مىداند و سپس فرمود : « مانند كفِ دستم » . آن گاه فرمود : « در آن ، خبر زمين و آسمان است ، و آنچه در گذشته بوده و
هامش
( 1 ) . معانى الأخبار ، ص 35 ، ح 5 . ( 2 ) . العمدة ، ص 330 ، ح 550 . ( 3 ) . بصائر الدرجات ، ص 193 ، ح 1 .