به نظر مىرسد كه معناى چهارم ، جامع همهء معانى ياد شده است .
در برخى آيات قرآن ، انسان ، بدون هدايت نيروى باطنى ، مُردهاى است كه تنها جسم او حركت مىكند و اگر وظايف الهى خود را به جاى آورد ، خداوند ، جانِ او را زنده مىكند و آنچنان او را نورانى مىكند كه جامعه را روشن مىگرداند و با آن نور ، در جامعه حركت مىكند :
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها .
« 1 »
آيا كسى كه [ به دل ] مُرده بود ، پس [ به ايمان ] زندهاش كرديم و براى او نورى [ از علم و معرفت ] قرار داديم كه بِدان در ميان مردم راه مىرود ، همانند كسى است كه در تاريكىهاست و از آن ، راه بيرونشدى ندارد ؟ » .
روح خدا ، چه كسانى را تقويت مىكند ؟
قرآن ، كسانى را كه توسّط روح الهى يارى مىشوند ، چنين مىشناسانَد :
« لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ .
« 2 »
مردمى را نمىيابى كه به خداوند و روز واپسين ، ايمان بياورند ، در حالى كه كسانى را كه با خداوند و پيامبرش دشمنى كردهاند ، دوست بدارند ، اگر چه پدران يا پسران يا برادران و يا خويشانشان باشند . ايناناند كه [ خداوند ، ] ايمان را در دلهاشان نوشته ( پايدار ساخته ) است و ايشان را به روحى از نزد خويش ، نيرومند گردانيده است » .
مهمترين ويژگى اين گروه ، معرفت واقعى خدا و دشمنى با دشمنان اوست . آنان ، چنان خدا را شناخته و او را باور كردهاند كه به راحتى براى او ، با پدر و برادر
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 122 .
( 2 ) . سورهء مجادله ، آيهء 22 .