( 45 ) : وَ حِزْبِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ وَ حُجَّتِهِ وَ صِراطِهِ وَ نُورِهِ وَ بُرهانِهِ ، وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ .
و گروه او و گنجينهء دانش او و حجّت او و راه او و نور او و دليل روشن او ، و رحمت خدا و بركاتش [ بر شما باد ! ] .
توضيح واژهها
حِزْب : گروه ، دسته ؛ گروهى كه با يكديگر ، همبستگى دارند . « 1 »
عَيْبَة : گنجينه ، خزانه ، جاى قرار دادنِ لباس و غيره . « 2 »
حُجَّة : دليل ، برهان . « 3 »
صراط : راه ، مسير ، طريق ، جاده . « 4 »
شرح
در اين مجال ، تنها مفهوم « حزب » را بررسى مىنماييم و ساير مفاهيم ، در عبارتهاى مرتبط با آنها ، بررسى شده است . « 5 » اين عبارت زيارت ، ويژگى در حزب خداوند بودنِ امامان عليهم السلام ، بيان شده است و از آن جا كه تعابير « حزب اللَّه » و « حزب اللّهى » در روزگار ما بسيار پُركاربرد است ، بررسى ويژگىهاى « حزب خدا » ، ضرور مىنمايد .
واژهء « حزب » در قرآن
واژهء « حزب » ، به « گروه » يا « گروهى از مردم كه داراى مرام و مسلك معيّنى باشند » و « گروهى كه با يكديگر ، همبستگى دارند » ، معنا شده است .
هامش
( 1 ) . « كلّ قوم تشاكلت قلوبهم و أعمالهم فهم أحزاب و إن لم يلق بعضهم بعضاً » ( لسان العرب ، ج 1 ، ص 308 ) .
( 2 ) . « العيبة : وعاء من أدم ، يكون فيها المتاع . . . و العيبة : ما يجعل فيه الثياب » ( لسان العرب ، ج 1 ، ص 634 ) .
( 3 ) . « الحجّة : الدليل و البرهان » ( لسان العرب ، ج 2 ، ص 228 ) .
( 4 ) . « الصراط : الطريق » ( لسان العرب ، ج 7 ، ص 340 ) .
( 5 ) . براى نمونه ، ذيل عبارت « خزّان العِلمِ » توضيح داده شد .