خواندنى است :
دخترم به احكام شرعى و دستورهاى دينى ، كاملًا آشنا و نسبت به اعمال شرعى پايبند است . هنگامى كه مىخواست عازم مكّه شود ، شوهرش نمىتوانست همراه او برود و پسرش هم راضى نشد كه همراهىاش كند . هنگام خداحافظى ، از تنهايى اظهار نگرانى مىكرد و مىگفت : با اين وضع ، چگونه اعمال حج را به جا آورم ؟ به او گفتم كه ذكر « يا حفيظ ، يا عليم » را بسيار بگويد . روزى كه از حج باز گشت ، خاطرهاى را براى من نقل كرد و گفت : هنگام طواف خانهء خدا ، معطّل ماندم . ديدم با وجود ازدحام جمعيت ، نمىتوانم طواف كنم . لذا در كنارى به انتظار ، ايستادم ، ناگهان ، صدايى شنيدم كه مىگفت :
« ايشان ، امام زمان عليه السلام است . به امام زمان متّصل شده ، پشت سرِ او طواف كن ! » .
ديدم آقايى در ميان جمعيّت و پيشاپيشِ آنان در حركت است و مردمى ، دور او حلقه زدهاند ، به طورى كه هيچ كس نمىتوانست وارد آن حلقه شود . من ، وارد شدم و دستم را به عباى ايشان گرفتم و مكرّر مىگفتم : « قربان شما بروم ! » و هفت بار ، خانهء خدا را بدون هيچ مشكلى طواف كردم .
آية اللَّه اراكى رحمه الله ، مىفرمود : « من به صدقِ گفتار دخترم ، قطع و يقين دارم » . « 1 »
اين ، تنها نمونهاى از فريادرسى ولى عصر عليه السلام بود و نقش امامان در جامعه ، در ذيل عبارتهاى ديگر ، بيشتر توضيح داده خواهد شد .
گفتنى است كه توضيح جملهء « خِيَرَته » ، در ذيل عبارت « خيرة ربّ العالمين » گذشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . به نقل از : بركات سرزمين وحى ، ص 89 ( با اندكى تصرّف ) .
( 2 ) . ر . ك : ص 141 .