بهترين راهِ راهنمايى
رسيدن به خوشبختى در دو سرا ، آرزوى هر انسانى است و برتر از آن ، رسيدن به مقامى است كه فرد ، همراه خود ، ديگران را هم به سراى سعادت ، رهنمون شود .
بهترين راهِ راهنمايى ديگران ، ميراندن هوا و هوس در خود است و هر اندازه كه شهوت در انسان ، فروكش كند ، ميل حركت به سوىِ خدا ، افزايش مىيابد ، تا آن جا كه زبانِ انسان ، زبانِ پروردگار ، و دستِ او ، دستِ پروردگار خواهد شد . امير مؤمنان على عليه السلام ، راهِ رسيدن به اين مقام را وا گذاشتن همهء خواهشها و تلاش براى رسيدن به يك آرزوى مهم ، يعنى خدا مىداند و بس :
عِبادَ اللَّهِ إنَّ مِن أَحَبِّ عِبادِ اللَّهِ إلَيهِ عَبدَاً أَعانَهُ اللَّهُ عَلى نَفسِهِ . . . سَلَكَ سَبِيلًا جَدَداً ، قَد خَلَعَ سَرابِيلَ الشَّهَواتِ وَ تَخَلَّى مِنَ الهُمُومِ إلّاهَمَّاً وَاحِدَاً إنفَرَدَ بِهِ . « 1 »
اى بندگان خدا ! از محبوبترين بندگان خدا نزد او ، بندهاى است كه خداوند ، او را در برابر نفسش يارى كرده است . . . راه راست در پيش گرفته و جامههاى شهوت را بر كَنده و [ جانش ] از هر خواستهاى ، تهى گشته است ، مگر يك خواسته ( خشنودى خداوند ) كه خود را وقف آن كرده است .
انسان ، در مسير مبارزه با هواى نفس ، خداگونه مىشود و خشنودى او ، خشنودى خدا را به ارمغان مىآورد . بنا بر اين ، بهترين راه براى راهنمايى ديگران ، مبارزه با خواهشهاى نفسانى است و براى رسيدن به اين مرتبه ، بايد به پيشوايان معصومى چشم دوخت كه در اين راه ، موفّق و سربلند بودهاند ؛ چرا كه آنان ، همان راهنمايان به سوى خشنودى خدايند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 87 .